افزودن خبر به بولتن

فهرست بولتن ها
روزنامه هفت صبح
روزنامه: صفحه : 7 موقعیت:
     
     
     
     

از باشگاه و بلاگری تا خودروهای سرقتی و زندان


مدتی قبل یک باند سرقت از منزل توسط مأموران اداره هجدهم پلیس آگاهی تهران دستگیر شدند. در جریان تحقیقات مشخص شد که اعضای این باند با یک خودروی سرقتی اقدام به مراجعه در محل مورد نظرشان کرده و اموال سرقتی از منازل را با همان خودرو به مخفیگاهشان منتقل می کردند. در ادامه تحقیقات سارقان اعتراف کردند که این خودرو را از یک جوان 27ساله خریداری کرده اند. با اطلاعاتی که اعضای باند سرقت در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار دادند، این جوان و برادرش نیز دستگیر شده و به خرید و فروش خودروهای سرقتی اعتراف کردند. این جوان 27ساله بلاگر معروفی است که ورزش رزمی را هم حرفه ای دنبال می کرده ؛ اما حالا به اتهام خرید و فروش مال غیر در بازداشتگاه به سر می برد و منتظر طی روال قانونی پرونده و تعیین مجازات از سوی دادگاه است . در ادامه این گزارش گفت وگوی اختصاصی خبرنگار ما با متهم پرونده را بخوانید.

گفت وگو نا میهم دبیر حوادث فاطمه شیخ علیزاده ه سابقه هم داری ؟ هیچ وقت تا حالا شغلی داشتی ؟ چاره ای نداشتم . باید خرج خانواده را می دادم و از طرفی خودم هم دلم می خواست در رفاه باشم و مثل خیلی از جوان های هم سن و سالم عشق و حال و تفریح کنم .

این بار آزاد شوی دنبال چه شغل و حرفه ای می روی ؟ می خواهم بلاگر شوم البته الان هم بلاگر هستم و در پیجم سی از پیجت درآمدی هم داشتی ؟ خواهر و برادر داری ؟ اهل ورزش و هنر بودی ؟ روایت آقای بلاگر مشهور از دام اعتیاد و حبس پدرش و زندگی بربادرفته درباره علت دستگیری خودت توضیح بده .

من خودروهای سرقتی را می خریدم و به سارقانی می فروختم که می خواستند با آن اقدامات مجرمانه مثل سرقت از منزل انجام دهند. در واقع از دزد می خریدم و به دزد دیگری که برای استفاده دیگری به آن نیاز داشت می فروختم .

بیشتر چه خودروهایی را خرید و فروش می کردی ؟ فرقی نمی کرد. هر خودرویی را که می توانستم بخرم ، می خریدم و بعد آن را با کمی سود می فروختم ؛ اما بیشتر خودروها پژو 405 یا 207 و سمن سورن بود.

هر کدام را چه مبلغی می خریدی و چه مقدار می فروختی ؟ هر خودرو را حدود صد میلیون تومان می خریدم و حدود دویست تا دویست و پنجاه میلیون تومان می فروختم .

بله سابقه سرقت مقرون به آزار گوشی و حمل و جابه جایی مواد مخدر دارم . یک بار هم در جریان درگیری خانوادگی با شکایت یکی از اقوام دستگیر شدم که آن هم برایم سابقه کیفری شد.

بابت این سوابق زندان هم رفتی ؟ بله یک بار دو سال حبس کشیدم و دو بار دیگر هم هر بار حدود دو سه ماهی زندان بودم .

چه شد که بعد از آزادی از زندان به جای متنبه شدن سراغ شیوه و شگرد جدیدی برای خلاف کاری رفتی ؟ بعد از حبس یک مدت سراغ خلاف نرفتم و از ترس زندان می خواستم سرم را پایین بیندازم و راه درست را پیش بروم ؛ اما به خاطر فشار مالی دوباره وسوسه شدم و باز هم پایم به خلاف باز شد. تصمیم گرفتم تعدادی خودروی سرقتی خرید و فروش کنم که پولی دستم بیاید. می خواستم فقط چند بار این کار را انجام دهم ؛ اما خیلی زود دستگیر شدم .

سود حاصل از این خرید و فروش ها برای تو چقدر بود؟ حدود پانصد ششصد میلیون سود کردم که خرج خانواده و سر و لباس و خرید گوشی شد. بیشتر درآمدم را خرج خودم می کردم .

بله مدتی در کار نصب سقف کاذب فعالیت داشتم و بعد هم دست فروشی می کردم . اما درآمد آنها کفاف زندگی ام را نمی داد. بعد هم یک مدتی کارها خوابید و مجبور شدم دست به خلاف بزنم .

وسوسه کسب درآمد بالا در مدت کم در ارتکاب جرم موثر بود؟ بله این هم اثر داشت . فکر می کردم ؛ چون این کار سود خوبی دارد مدتی انجام می دهم و خیلی زود خلاف را کنار می گذارم . اما گیر افتادم انگار اصلا نمی شود کار خلاف کنی و دستگیر نشوی ! این کارها آخر و عاقبت ندارد.

در خانواده ات کسی هست که درگیر اعتیاد یا خلاف کاری باشد؟ بله پدرم از بیست سال قبل به اتهام سرقت زندان است . باید رد مال او را بپردازیم تا آزاد شود که الان حدود سه چهار میلیارد تومان مبلغ رد مال است و ما توانایی پرداخت آن را نداریم .

تو که وضعیت پدرت را دیدی برایت درس عبرت نشد؟ هزار دنبال کننده دارم . قبلا دست فروشی می کردم و لباس می فروختم . دوست دارم بوتیک بزنم و در کنار بلاگری بوتیک خودم را هم داشته باشم .

درباره چه موضوعی تولید محتوا می کردی ؟ متن های مختلف می گذاشتم و درباره مسائل مختلف روز نظر می دادم . مردم هم خوششان آمده بود و پیجم را دنبال می کردند.

چند بار پیشنهاد تبلیغ داشتم ؛ اما مبلغ پیشنهادی بابت آن خیلی کم بود. مثلا برای یک استوری 700 هزار تومان می پرداختند که من قبول نکردم . فکر می کردم با آن میزان فالوور تبلیغ نکنم بهتر است تا کمی روی پیج کار کنم و فالوورهایم بالای برود. فکر می کنم که می توانم از سوشال مدیا پول دربیاورم و این حس را دارم که می توانم روزی موفق شوم و به همه خواسته هایم برسم .

با چنین طرز فکر مثبتی چرا همان موقع کار بلاگری را دنبال نکردی ؟ یک مدت درگیر مواد مخدر شدم که زمین گیرم کرد. هر روز می خواستم سراغ پیجم بروم و تولید محتوا کنم ؛ اما مواد بدبختم کرده بود و حس و حال نداشتم . فکر مشکلات زندگی و وضعیت پدرم دست از سرم برنمی داشت و مدام فکرم خراب بود یک مدت دلگیر مواد مخدل شدم که زمین گیرم کرد. هر لوز می خواستم سراغ پیجم بروم و تولید محتوا کنم ؛ اما مواد بدبختم کرده بود و حس و حال نداشتم . فکر مشکلات زندگی و وضعیت پدلم دست از سرم برنمی داشت و مدام فکرم خراب بود و می خواستم با مواد خودم لا آلام کنم ؛ اما اعتیاد خانه نشینم کرد و بدتر از همه اینکه من لا از زندگی انداخت و می خواستم با مواد خودم را آرام کنم ؛ اما اعتیاد خانه نشینم کرد و بدتر از همه اینکه من را از زندگی انداخت .

بله یکی از برادرانم در خرید و فروش خودروهای سرقتی همدستم بود که الان همراه من دستگیر شده است . یک خواهر دارم که ازدواج کرده و یک برادر نوجوان دارم که الان با مادرم در خانه تنها مانده اند.

بله مدت زیادی کونگ فو و بدنسازی کار می کردم ؛ اما فشار بی پولی راهم را عوض کرد و وارد کار خلاف شدم و مواد کشیدم .

1405/08/03 06:04